فناوری اطلاعات

فناوری اطلاعات - عمومی

ده اشتباه متداول سرمایه گذاران
ساعت ۱۱:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٦/٢٠  کلمات کلیدی: بورس ، بازاربورس ، سهام

ده اشتباه متداول سرمایه گذاران :دکتر افسر


در بازار سهام معمولان برخی از سرمایه گذاران وجود دارند که متاسفانه هر چه شما سعی کنید از ضرر کردن آنها جلوگیری کنید، آنها به حرف شما گوش نمی‌کنند، مگر تا زمانی که دیگر خیلی دیر شده است. تنها پس از باختن همه دارایی‌ خود، آنها می‌پذیرند که اشتباه کرده‌اند.

در واقع بزرگ‌ترین اشتباهی که ممکن است شما مرتکب شوید این است که تشخیص ندهید که دارید اشتباه می‌کنید. آشکارترین نشانه انجام اشتباه توسط شما، ضرر کردن شما است. ضرر بیش از 10 درصد در یک سرمایه‌گذاری علامت بروز یک اشتباه است. به خاطر داشته باشید که هدف شما از سرمایه‌گذاری در بازار سهام، از دست دادن سرمایه نیست. هدف این نوشتار کمک به شما در جلوگیری از بروز اشتباهاتی است که دامنگیر بسیاری از سرمایه گذاران و تاجران می‌شود. بیشتر وقت‌ها ما خود بزرگ‌ترین دشمن خود هستیم.

اشتباه شماره 1: عدم فروش سهام در حال تنزل‌

به دلایل متعدد، برخی افراد سهام در حال تنزل خود را مدتی طولانی نگه می‌دارند. عدم توانایی گریز از این موقعیت‌های زیانبار، احتمالا دلیل اصلی تخریب سرمایه بسیاری از سرمایه‌گذاران و تاجران است. معمولا حفظ سهام در حال تنزل توسط افراد، دلایل روان شناختی دارد. اگر برای جلوگیری از ضرر، یک سهام را بفروشید، ممکن است به خاطر اینکه زودتر آن را نفروخته‌اید خود را سرزنش کنید. صرف نظر از اینکه سهام را به چه قیمتی فروخته‌اید، همیشه پس از فروش آن ممکن است تصور کنید که می‌توانستید بهتر از این عمل کنید. بسیاری از افراد تصور می‌کنند که در انتخاب سهام، هرگز دچار اشتباه نخواهند شد، سایر افراد نیز خود را امیدوار می‌کنند که بالاخره یک روز قیمت‌ها به حالت مطلوب برخواهد گشت. در زمانی که بازار سهام رونق زیادی دارد، هنگام افت ارزش سهام به میزان 10 تا 15 درصد، مردم نه تنها سهام خود را نمی‌فروشند، بلکه سهام بیشتری را نیز می‌خرند. اگر چه آنها می‌توانند با فروختن سهام از ضرر خود جلوگیری کنند، اما از این کار خودداری می‌کنند.

برای به حداقل رساندن ضرر، قبل از خرید اولین سهام باید یک برنامه مشخص را طراحی کنید. مهم‌ترین قانونی که شما همواره باید به خاطر داشته و به آن عمل کنید، این است که اگر در یک سرمایه‌گذاری ضرر شما به بیش از 10 درصد رسید، آن را بفروشید. شما ضرر می‌کنید به همین دلیل سهام خود را می‌فروشید. هنگام خرید سهام می‌توانید یک در خواست مانع ضرر (Stop loss order) را تنظیم کرده و از شرکت مربوطه بخواهید که در صورت کاهش سهام به میزان 10 درصد آن را بفروشد، همچنین می‌توانید این موضوع را به خاطر بسپارید تا هنگام تنزل ارزش سهام، خودتان آن را بفروشید. نکته اصلی سرعت عمل در هنگام افت ارزش سهام است. William O.neil پیشنهاد می‌کند که با کاهش ارزش سهام به میزان 8 درصد آن را بفروشید. حتی اگر شرکتی که سهام آن را خریده‌اید، یک شرکت معتبر است، اگر قیمت سهام آن پایین آمد، فورا قانون 10 درصد را به کار بگیرید. (البته استثنائاتی برای این کار وجود دارد، اگر شما سهام را به قیمتی که حدس می‌زنید پایین‌ترین حد قیمت آن سهام است، خریدید و به نظر می‌رسد که پس از کاهش 10 درصدی ارزش آن، مجددا رونق گیرد و ارزش آن بالا رود، نگه داشتن آن عمل معقولی است. قانون 10 درصد برای سرمایه گذاران و تاجران بی‌نظم طراحی شده است تا نگذارند یک ضرر کوچک به یک ضرر بزرگ تبدیل شود).

اشتباه شماره 2: اجازه می‌دهید که سهام برنده شما تبدیل به سهام بازنده شود.

اگر شما یک سهام را بفروشید تا سود آن به دستتان برسد، ممکن است بعدا این گونه احساس کنید که اگر کمی دیرتر سهام را فروخته بودید، پول بیشتر به دست می‌آوردید. برخی افراد در یک بازار سهام، چندین میلیون تومان پول به دست می‌آورند، اما مجددا قیمت‌ها به حالت عادی برمی‌گردد و این پول‌‌ها محو می‌شود. بسیاری از افراد به این نکته توجه نمی‌کنند که چنین فرصت‌هایی ممکن است هیچ‌گاه تکرار نشود. عده‌ای نیز نه تنها سود حاصل از این سرمایه‌گذاری را از دست می‌دهند، بلکه اصل سرمایه را نیز می‌بازند. برای این افراد، آنچه دردناک‌تر از عدم کسب سود است، این است که ابتدا برنده بازار بوده‌اند اما بعدا تمام سرمایه را از دست داده‌‌اند.

مثالی از این مورد، شرکت سوئدی Ericsson است که در سال 1998 می‌توانستید سهام این شرکت مخابراتی را به ارزش 20 دلار بخرید. از آن زمان، سهام این شرکت رو به رشد گذاشت تا اینکه یک سال بعد به 90 دلار رسید. اگر شما فرد خوش‌شانسی بودید، می‌توانستید در همان زمان، تمام سهم‌های خود را به قیمت 90 دلار بفروشید، اما در عوض بسیاری از مردم، آن قدر این سهام را نزد خود نگه ‌داشتند تا اینکه در سال 2002 و قبل از تفکیک معکوس 1 به 10 توسط این شرکت، ارزش سهام آن به 1 دلار رسید. هزاران سرمایه‌گذار سوئدی و آمریکایی، سرمایه خود را درEricsson (و بسیاری از سهام‌های بخش تکنولوژی) از دست دادند.

اگر شما یک سهام برنده را دارید، احتمالا تصور می‌کنید که فروختن زود هنگام آن، کار احمقانه‌ای است. این تصور باعث می‌شود که شما یک شیوه فروش افزایشی را انتخاب کنید Michael Sincere . نام این شیوه را طرح 30-30 گذاشته است. اگر سهام شما بیش از 30درصد رشد داشت، 30درصد از سهام خود را بفروشید. به این ترتیب هم احساس پشیمانی پس از افت قیمت را از بین می‌برید و هم احساس خوشحالی پس از رشد آن را به دست می‌آوریدTed Warren . می‌گوید: فروختن زود هنگام سهام، مطمئن‌تر از نگه داشتن طولانی مدت آن است.

آیا می‌دانید عدم فروش سهام در هنگام رشد آن، توسط افراد، چند تریلیون تومان در سال به سرمایه‌گذاران خسارت وارد می‌کند؟ متاسفانه بسیاری از مردم، نظم و انضباط لازم را ندارند تا هنگامی که قیمت سهام به اندازه کافی بالا رفت آن را بفروشند. آنها یا از مالیات می‌ترسند، یا منتظر بالاتر رفتن قیمت سهام هستند. اگر شما به قدری روی یک سهام، سود کردید که شما را ارضا می‌کند، 30درصد از این سهام را بفروشید. در این صورت شما بخشی از سود خود را تثبیت می‌کنید، ضمن اینکه هنوز فرصت ارزیابی سبد سهام خود را نیز دارید.

اشتباه شماره 3: برخورد شدیدا احساساتی در هنگام انتخاب سهام

دلیل اینکه بسیاری از افراد نباید در بازار سهام شرکت داشته باشند، عدم توانایی کنترل احساسات خود است. هنگام سرمایه‌گذاری در بازار سهام، بسیاری از افراد تحت تاثیر احساسات خود، تصمیمات اشتباهی را اتخاذ می‌کنند. در واقع، احساساتی شدن شما، نشانه این است که شما در بازار سهام ضرر خواهید کرد. شما باید به همان اندازه که در صف سوپرمارکت منتظر می‌مانید، برای به دست آوردن پول در بازار سهام نیز از خود صبر و حوصله نشان دهید.

مشکلی که معمولا دامنگیر بسیاری از افراد می‌شود، اعتماد به نفس بیش از اندازه است. اگر چه مقداری اعتماد به نفس برای شروع سرمایه‌گذاری لازم است، اما رها کردن کنترل احساسات، کاری خطرناک است. یکی از دلایل پایان یافتن بازار پر رونق اخیر، این بود که بسیاری از مردم، سودهای کلانی به دست می‌آوردند و تصور می‌کردند که افراد نابغه‌ای هستند. یک گفته قدیمی وجود دارد که می‌گوید: <در بازار پر رونق، هیچ نابغه‌ای وجود ندارد.> در واقع، کسب سود توسط بسیاری از افراد، نتیجه قدرت بازار سهام است.

قبل از فروپاشی بازارهای پر رونق سهام، بسیاری از سرمایه‌گذاران به قدری حریص شده بودند که نمی توانستند درست فکر کنند. علائم این حرص، همه جا را گرفته بود:

- هزاران نفر شغل اصلی خود را کنار گذاشتند تا تبدیل به تاجران هر روزه سهام شوند.

- قیمت‌های سهام در شرکت‌هایی که سودی نداشتند، در هر روز دو برابر یا سه برابر می‌شد.

- بسیاری از شرکت‌ها، در طول یک سال بیش از 100 درصد افزایش قیمت داشتند.

- مردم با تحلیلگران بازار مانند ستارگان سینما برخورد می کردند.

با افت‌های ناگهانی ارزش سهام در بورس، امید جای حرص را گرفت. در واقع، امید چیز خطرناکی است. در عشق و زندگی، همواره امید به حل شدن مشکلات وجود دارد، اما در بازار سهام، امید موجب تخریب سبد سهام می‌شود. اگر تنها دلیل نگه داشتن سهام توسط شما، امید به رشد آن است بدانید که به سمت ضرر و زیان در حال حرکت هستیدJess Livermore . می‌گوید: <مردم موقعی که باید امیدوار باشند می‌ترسند و زمانی که باید بترسند، امیدوار می‌شوند>. موفق‌ترین سرمایه‌گذاران کسانی هستند که در خرید سهام خود، غیر احساساتی برخورد می‌کنند. آنها در هنگام تصمیم‌گیری دچار حرص، ترس و امید نمی‌شوند و فقط به جنبه‌های تکنیکی کار و اطلاعات اساسی توجه می‌کنند.

در سال 1929 و 1987 ترس شدیدی، بازار بورس آمریکا را فرا گرفت. مردم فکر می‌کردند که ارزش سهام آنها به صفر خواهد رسید و خواستار خروج از بازار سهام با هر قیمتی بودند. درست در همین زمان، مشخص شد که سال 1987 در واقع شروع یک بازار پررونق است. از طرف دیگر در سال 2000، مردم هنگامی که می‌بایست در مورد آینده بازار سهام، بیمناک باشند، بسیار امیدوار بودند.

اشتباه شماره 4: اختصاص دادن تمام پول به یک یا دو سهام‌

یکی از مشکلاتی که در صورت سرمایه‌گذاری مستقیم روی سهام، توسط عده زیادی از مردم بروز می‌کند، این است که بیشتر مردم پول کافی برای خرید چندین سهام و ایجاد تنوع در آنها را ندارند. (به طور کلی، هیچ سهامی نباید بیش از 10 درصد از سبد سهام شما را تشکیل دهد)، اگرچه ایجاد تنوع، سودهای شما را محدود می‌کند، اما در مواقعی که یکی از سرمایه‌گذاری‌های شما، در آستانه ضرر قرار می‌گیرد، بقیه سرمایه‌گذاری‌ها آن را جبران می‌کنند.

اگر توان خرید بیش از یک یا دو سهام را ندارید، چندین کار می‌توانید انجام دهید. اول اینکه، می‌توانید سهام شرکت‌های سرمایه‌گذاری را بخرید تا به این ترتیب، بتوانید با پرداختن بخشی از قیمت بازار، تمامی آن را بخرید. دوم اینکه از یک مشاور سرمایه‌گذاری خبره برای مدیریت سبد سهام و ایجاد تنوع در آن استفاده نمایید. اگر احساس می‌کنید باید همه پول خود را روی یک یا دو سهام سرمایه‌گذاری کنید، بهتر است سهام شرکت‌های محافظه کار را که نسبت P/E کمتر از 10 دارند را خریداری کنید.

موارد استثناء:

اگر شما یک تاجر کوتاه مدت سهام هستید، اختصاص تمام دارایی‌ به یک یا دو سهام، ممکن است برایتان نتیجه‌بخش باشد. مثلا برخی از تاجران بر روی یک سهام خاص تمرکز می‌کنند. اگر شما یک فرد ماهر بوده و شناخت کافی از سرمایه‌گذاری خود داشته باشید، بهتر می‌توانید راجع به زمان خرید یا فروش سهام خود تصمیم بگیرید. مسلما این روش برای تاجران مناسب‌تر است تا برای سرمایه‌گذاران. البته با سرمایه‌گذاری تمام پول روی یک سهام ممکن است شما به سود زیادی برسید، اما این کار بیشتر شبیه یک ریسک است. برای کاهش ریسک، بهتر است تمام پول را روی یک شرکت سرمایه‌گذاری، سرمایه‌گذاری کنید نه روی یک سهام.

اشتباه شماره 5: شما قادر نیستید در آن واحد هم منظم باشید و هم انعطاف پذیر

تقریبا هر سرمایه‌گذار حرفه‌ای، می‌داند که عدم وجود نظم و انضباط، مهم‌‌ترین عامل ضرر و زیان بسیاری از مردم است. اگر شما فرد منظمی هستید، پس حتما یک استراتژی، یک برنامه و یکسری مقررات را دارید و بدون توجه به احساسات خود، فقط پایبند به استراتژی، برنامه و مقررات خود هستید. انضباط یعنی داشتن شناخت کافی برای اینکه بدانیم چه باید انجام دهیم (بخش آسان) و داشتن اراده و انگیزه برای عمل کردن آن (بخش‌مشکل). انضباط یعنی اینکه شما باید به استراتژی خود پایبند بوده و از مقررات خود پیروی کنید.

این انضباط، برای سرمایه‌گذاران و مدیران مالی موفق، بسیار به کار می‌آید، اگرچه این ایده درست است که برای موفقیت در بازار سهام نیاز به نظم و انضباط است، اما شما باید بتوانید بین انضباط و انعطاف‌پذیری، توازن برقرار کنید. برخی سرمایه‌گذاران آن قدر سرسختانه به انضباط اهمیت می‌دهند که هنگامی که جریان بازار و سهام به ضرر آنها پیش می‌رود، هیچ واکنشی از خود نشان نمی‌دهند. بسیاری از افراد به همین دلیل، سرمایه خود را از دست می‌دهند، نظم و انضباط در کارها، امری ضروری است، اما شما باید آنقدر واقع‌گرا باشید که جایزالخطا بودن خود را بپذیرید. شما باید برای تغییر استراتژی خود، طرح و برنامه خود و مقررات خود به اندازه کافی انعطاف‌پذیر باشید، به خصوص در مواقعی که می‌دانید در آستانه ضرر و زیان هستید. برای هر قاعده‌ای، استثناهایی وجود دارد، پس شما اگر بتوانید هم منظم و منضبط و هم انعطاف پذیر باشید، یک سرمایه‌گذار استثنایی خواهید بود.

اشتباه شماره 6: شما از اشتباهات چیزی نمی‌آموزید

با تجربه‌ترین سرمایه‌گذاران و تاجران سهام،می‌دانند که شما از شکست‌های خود بیش از موفقیت‌هایتان، درس می‌گیرید. یکی از بدترین اتفاقاتی که برای سرمایه‌گذاران مبتدی در طی چند سال گذشته پیش آمد، کسب سود سریع و آسان در بازار بود. هنگامی که این سودآوری آسان پایان یافت و بازار دچار آشفتگی شد، بسیاری از این افراد واقعا نمی‌دانستند چه باید بکنند. زیرا آنها طعم ضرر و زیان را نچشیده بودند. پس به خاطر داشته باشید که از دست دادن پول هم برای شما مفید است (البته به شرط اینکه تمام آن را از دست ندهید!) در واقع، ارزش آن را دارد که مقدار کمی در بازار ضرر کنید تا در آینده از زیان‌های بزرگ در امان باشید.

اگر ضرر شما در بازار به بیش از 10 درصد برسد، تقریبا کاری نمی‌‌توان برای جلوگیری از آن انجام داد. در این حالت، باید به اشتباهات خود فکر کنید. هرگز نباید به گونه‌ای عمل کنید که انگار ضرر شما فقط روی کاغذ است و در آینده جبران خواهد شد. در بازار همیشه همه‌چیز بر وفق مراد شما پیش نمی‌رود. باید ضرر را پذیرفت و از تکرار اشتباهات جلوگیری کرد.

پس از طی این مراحل، استراتژی سرمایه‌گذاران خود را دقیقا مرور کنید. باید محیط بازار را به خوبی شناخته و هر سهامی که خریده‌اید را به خوبی تجزیه و تحلیل نمایید. اگر طبق تجزیه و تحلیل تکنیکی شما، سرمایه‌تان ممکن است از دست برود، باید تغییراتی را در سبد سهام خود اعمال نمایید.

اشتباه شماره 7: شما به افراد در حال اشتباه، گوش می‌کنید یا از آنها راهنمایی می‌گیرید

اگر با شنیدن عبارت تجزیه و تحلیل تکنیکی، تعجب می‌کنید راه ساده‌تری هم برای انتخاب سهام وجود دارد. با استفاده از راهنمایی‌های اشخاص مختلف شما می‌توانید بدون هیچ زحمتی به کسب سود بپردازید. در واقع، یکی از آسان‌ترین راههای از دست دادن پول، گوش دادن به راهنمایی‌های اقوام و آشنایان ناآگاه است. این افراد، شما را به خرید یک سهام تشویق می‌کنند. چون نپذیرفتن یک پیشنهاد که پول زیادی را در پی خواهد داشت، کار مشکلی است، اقداماتی برای کاهش ریسک سرمایه‌گذاری خود می‌توانید انجام دهید:

اولا، شما تا زمانی که تحقیق و بررسی لازم را روی یک پیشنهاد انجام نداده‌اید، نباید آن را اجرا کنید. یک بار مشاهده نمودار سهام، مشخص می‌کند که آیا سهام مورد نظر شما در حال تنزل است یا خیر. اکثر افراد برای تحقیق در مورد یک تلویزیون 200000 تومانی، بیشتر از یک سهام 20000000 تومانی وقت می‌گذارند. اگر کسی به شما گفت که این سهام هرگز دچار تنزل نخواهد شد، مقدار کمی از آن سهام (حداکثر 500 سهم) را بخرید. اگر در این سرمایه‌گذاری شکست خوردید (که احتمال آن نیز زیاد است) کمتر ضرر خواهید کرد و ضمنا یک درس باارزش را نیز می‌آموزید. آیا برای انتخاب سهام باید به کارشناس مراجعه کرد؟ فراموش نکنید که برخی از به ظاهر کارشناسان، انتخاب‌کنندگان بسیار بدی برای سهام هستند. برخی تحلیلگران دروغ می‌گویند، اقتصاددانان در مورد اقتصاد قضاوت درستی نمی‌کنند،CEO ها بسیار خوش‌بین هستند و بعضی شرکت‌های حسابداری نیز ارقام را بیش از حد بزرگ می‌کنند. در همین حال، سرمایه‌گذاران حریص و تنبل، براساس گفته‌های مردم، اقدام به خرید سهام می‌نمایند. بهترین نصیحتی که می‌توان به شما نمود، یک جمله ساده است: گوش‌های خود را بسته نگه دارید.

اشتباه شماره 8: همرنگ جماعت شدن‌

آیا می‌خواهید ضرر کنید؟ اگر می‌خواهید، هر کاری که دیگران می‌کنند شما هم همان را انجام دهید. متاسفانه، این کار مشکلی است که بخواهید متفاوت از دیگران فکر کنید. اگر زندگی بزرگ‌ترین سرمایه‌گذاران و تاجران گذشته را مرور کنید، مشاهده می‌کنید که آنها معمولا در خلاف جهت بقیه حرکت می‌کردند. این کار به معنای خرید سهام موقعی که مردم آن را می‌فروشند و فروش آن در زمانی است که دیگران آن را می‌خرند. اگر شما روان‌شناسی رفتار گروه را مطالعه کنید، در می‌یابید که در بسیاری از دوره‌های تاریخ، شاهد <جنون جمع> بوده‌ایم. اگرچه بقیه مردم هم می‌توانند برنده باشند، اما این موضوع زیاد طول نمی‌کشد. همان طور که گفته شد، یکی از نشانه‌های فروپاشی یک بازار پررونق، حالتی است که به نظر می‌رسد همه در بازار سهام حضور یافته‌اند. برعکس، یکی از نشانه‌های پایان یک بازار آشفته، این است که مردم از سرمایه‌گذاری در بازار بیم دارند. هنگامی که تقریبا همه از سرمایه‌گذاری‌ خودداری می‌کنند، بازار راکد به پایان خواهد رسید. اما متاسفانه کسی این پایان را اعلام نمی‌کند. شما باید خودتان این وضعیت را تشخیص دهید.

توجه کنید که برداشت‌های افراد از وضعیت بازار، سریعا تغییر می‌کند. در آستانه بهبود وضعیت بازار، معمولا عامه مردم نسبت به آن لجوج و بدبین می‌شوند. از نشانه‌های این وضعیت، کاهش علاقه مردم به خواندن کتاب‌های مربوط به بازار سهام، عدم علاقه به صحبت در مورد بازار سهام، بروز آثار رفاه معکوس در جامعه مانند کاهش فروش وسایل تجملی است. اگر شما یک فرد آگاه باشید، باید در چنین مواقعی به دنبال بهترین فرصت‌های خرید سهام بگردید.

اشتباه شماره 9: عدم کسب آمادگی برای مواجه با بدترین شرایط‌

قبل از ورود به بازار سهام، شما باید خود را آماده کنید. اگرچه همواره باید امیدوار به بهترین حالات باشید، اما باید خود را برای بدترین شرایط نیز آماده کنید. بزرگ‌‌ترین اشتباهی که اکثر سرمایه‌گذاران می‌کنند ، این است که فکر می‌کنند قیمت سهام آنها هرگز پایین نخواهد آمد. آنها هرگز خود را برای یک‌ بازار کساد، رکود، آشفتگی بازار و هر نوع اتفاق غیرمنتظره‌ای آماده نکرده‌اند. حتی در مواقعی که احتمال بروز یک فاجعه مالی نیز وجود ندارد، بهتر است یک طرح ضد آشفتگی را براساس عقل و منطق ترتیب دهید، در زیر چند مرحله را که شما می‌توانید برای حفظ سبد سهام خود انجام دهید می‌بینید:

1-‌ بیشتر پول خود را نقد کنید: هنگامی که پول شما به صورت نقدینگی باشد، ( از جمله صورت حساب‌های دولتی) تصمیم‌گیری معقولانه در مورد نحوه سرمایه‌گذاری آن، کار راحت‌تری است. در مواقع بحران‌های اقتصادی و سقوط بازار، نقدینگی بهترین حالت حفظ پول است. بهترین کار این است که پول خود را به صورت نقدینگی نگه دارید تا شرایط بهبود یابد. اگر وضع بازار واقعا رو به بهبودی است، یک راه برای موفقیت این است که در حالی که سهام به قیمت بازاری مبادله می‌شود، شما همچنان پول را به صورت نقدینگی حفظ کنید.

2-‌ کمتر تجارت کنید: اگر یک تاجر سهام هستید، تعداد سهم‌های مبادله شده توسط خود را کاهش دهید. هر چه که به دست آوردن پول از بازار سهام مشکل‌تر می‌شود، برخی از مردم به اشتباه سعی در برگرداندن سودهای از دست رفته دارند. یادتان باشد که قدرت حرص و طمع بیشتر از ترس می‌باشد.

3-‌ بیشتر تحقیق کنید: اگر وارد بازار آشفته طولانی مدتی شدید، برای مطالعه بازارها، خواندن کتاب‌ها و تجزیه و تحلیل تکنیکی بازار، وقت بگذارید. هرگاه بازار به شرایط عادی خود بازگشت، شما برای انتخاب مجدد سهام مناسب، آمادگی لازم را خواهید داشت.

اشتباه شماره 10: مدیریت غلط پول یا از دست دادن فرصت‌های سودآور

مدیریت پول، برای بسیاری از افراد کار مشکلی است، اما یکی از شرایط ضروری موفقیت در بازار است.

متاسفانه اگر شما نتوانید مدیریت صحیح پول را انجام دهید، در آینده با مشکلات مالی مواجه خواهید شد (مگر آن که شخصی را مسوول انجام این کار کنید).

در پایان، آنچه اهمیت دارد این است که چقدر پول را نگه می‌‌دارید نه اینکه چقدر پول را به دست می‌آورید. آیا می‌خواهید راز به دست آوردن پول در بازار سهام یا هر سرمایه‌گذاری دیگری را بدانید؟ راز آن این است که هیچ پولی را از دست ندهید، مسلما کمتر سرمایه‌گذاری پیدا می‌شود که ضرر نکرده باشد، اما هرگز نباید از تلاش بازایستاد.به همان اندازه که مدیریت غلط پول، زیان‌آور است، از دست دادن فرصت‌های سودآور نیز یک ضرر محسوب می‌شود. کمی احساس ترس ممکن است برای جلوگیری از زیان مفید باشد، اما ترس بیش از اندازه در بعضی موارد باعث می‌شود که شما یک فرصت سرمایه‌گذاری یا تجارت سودآور را از دست بدهید. این ترس از زیان است که بسیاری از افراد را از خرید یا فروش به موقع سهام باز می‌دارد. معمولا ترس از فقدان اطلاعات کافی ناشی می‌شود. پس ضروری است که هنگام به وجود آمدن فرصت‌های مالی، خودتان تحقیقات لازم را انجام دهید. این موجب می‌شود که شما بر اساس دانسته‌های خود و نه بر مبنای احساسات، اقدام به تصمیم‌گیری کنید.

مسلما، شما تمامی اطلاعاتی که برای موفقیت صد در صد لازم است را ندارید. شما باید بر مبنای بهترین اطلاعاتی که دارید، تصمیم‌گیری نمایید. در اکثر موارد این تصمیم‌گیری اشتباه خواهد بود، زیرا اغلب، اطلاعات کافی برای یک تصمیم‌گیری کاملا فاقد ریسک را در اختیار ندارید. اما به هر حال باید به تلاش خود ادامه دهید. ترس از ضرر، بسیاری از افراد را به‌طور کامل از تصمیم‌گیری عاجز می‌نماید.