فناوری اطلاعات

فناوری اطلاعات - عمومی

غم جدایی مادر
ساعت ٩:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٩/٢۱  کلمات کلیدی: مادر
    از کودکی وقتی پاییز می آمد دلم می گرفت. راز آن را نمی دانستم. دوستانم همیشه می گفتند پاییز خیلی زیباست ولی من درونم غرق دلتنگی و  ولوله بود.

...... امروز راز آنرا فهمیدم و غم پاییز تما م وجودم را فرا گرفته  و من گیج و حیرانم.

     مادرم در آخرین ماه پائیزی در اوج برگ ریزان همچون فرشته ای زیبا به آسمان پر کشید و به دیدار معبود شتافت.  تا آخرین روزهای عمرش  با اینکه به سختی نفس می کشید باز هم سایه لطف مادریش را بر سر ما می کشید. اونقدر بزرگوار بود که نگذاشت در روز  تولدم رخت عزا بپوشم - به سختی یک روز دیگر دردها را تحمل کرد و سپس جان به جان آفرین تسلیم کرد.  حتی نخواست بهار و تابستان مان سیاه پوش شویم و نخواست در سرمای زمستان راهی قبرستان شویم و درب مسجد بایستیم، لذا پاییز را انتخاب کرد واز بین ما رفت.   باور نمی کنید وقتی دیگر نفس نکشید، عقربه های ساعت اتاقش هم روی ساعت 10 ماندند.


مادرجان هیچگاه فراموشت نخواهم کرد.

انا لله و انا الیه راجعون